خواست است یا ناخواست
بارها دوست داشتم نوک خودکارم را زمانی برروی صحفه کاغذ می کشانم از صداقت و پاکی جوهر مصرف کنم و به این امید حداقل در میان تعداد کمی از ما ادما صداقت و شرف و وجدان وجود باشد و کسی بخاطر احساس خودش زندگی کسی دیگری را از بین نبرد.
بارها و بارها به واسته خیلی از ادما به بن بست رسیدم خیلی زجر هاو نارحتی هارو تحمل کردم به این امید که فردایی باشد که همه چیز درست میشه و خواهد شد.
گلایه نموند کردم،نوشته نبود نوشتم اما خیلی از دل های ما ادما سیاه تر از ان است که حتی حقیقت و واقعیتی که می بینند اثر کند و بتوانند زندگی شرافتمندانه بر پایه اصل و اساس اخلاق انسانی درست کنند و یکم از پوز زدن و خود شیرین کردن دور بشن و از اینکه چطور هستیم و بودیم ترس و وحشت نداشته باشیم و احساس کمبودی نکنیم.
بارها و بارها توبه کردم اما هزاران بار توبه شکسته می شود از بی ارادگی است یا نداشتن صبر و تحمل یا هر چیزی دیگه ولی شکسته می شود از انکه به دیروز برگردم و همان دیروز تکرار شود خسته شدم و بریدم نگاه می کنم عمر واقعی را از دست دادم بماند هر وقت بش فکر می کنم ازارم می ده ولی هر دری را رفته باشم به بن بست کشیده شده ای کاش بن بست شدنش در همان اولین قدم می بود کیلومتر ها فاصله هارو با زحمت و بدبختی طی کردم ولی اخرین قدم نهایی یا به ناخوشی تبدیل می شود یا به بن بست و دیگر طاقت و حوصله و درون می خواد دوباره بتوانی زندگی دیگه ی را درست کنم براسی خسته م شاید امروز خسته باشم و فردا خستگیم رفع بشه ولی خستم
خستم ازاینکه هر دری را طی می کنم بعداز مدتی زندگی کردن و نابود کردن عمر به بن بستی فجیع کشیده می شود و اخر سر باید دوباره ان نقطه را از مسیری دیگه ی طی کرد و خود را توجی کنم که نه این دفعه فرق می کنم امید را به دست بیارم و به خودم امید بدم و در مرحله ی نهایی نقطه سر خط .
مدتی است دنیارو بد جور احساس می کنم حس نیست بلکه دارم باش زندگی می کنم
هیچ چیزی سر جای خودش نمانده از شاخه با شاخه کردن خسته شدم از اینکه ادما دو رو هستن بیزار از اینکه ادمایی هستن پای بند به عهد و وفا نیستن متنفر از ادمایی که خیانت می کنند دیگه نگو از هر نوعی که به فکر انسان میاد و خطور می کند واقعا بیزارم و بدبختی این است باید با خیانت دروغ ظلم فساد کینه غرز جنگ دعوا دورویی همه چیز بدی که در این دورو زمانه روز به روز زیادتر میشن باید زندگی کرد اگر خیانت نمی کنی بت خیانت می کننند اگر دروغ نمی گی بت دروغ می گند اگر می سوزی واسه هر چیزی ویا هر کسی یا هر عقیده و هدفی واسه کسی دیگر می سوزد اینکه صادقانه حرف می زنی دروغ می شنوی اینکه انسان گونه رفتار می کنی عکس قزیه رو می بینی هر چیزی برعکس شده و شاید تنها واسه من نیست که اتفاق افتاده واسه تعداد ادما هستن که اینطور شده.
خیلی حرفا هست که می دانم هیچ کسی به ان اهمیت نمی ده و از نوشتن حتی که روزی مرهم دردم بود بیزار شدم و اخر سر از خدا می خوام که عقابت بخیرمان کند
بای

